در حال بارگذاری ...
  • سرمقاله روزنامه آوای خراسان جنوبی

    قدرشناسی از هنر متعهد

    روزنامه خراسان جنوبی سرمقاله ۱۰ اسفند خود را به نمایش سوغاتی اختصاص داد.

    در همه ی این چندسالی که خون جوانان این مرز و بوم در راه دفاع از حرم های مطهر بر زمینی می ریخت، مثل همه مردم منتظر بودم تا جامعه هنری استان، به پاسی این جانفشانی و دمیدن هوایی عشق و شهادت به جانی و دلی مردم همه ی کشورم، از همه ی ابزارهای هنریشی مایه بگذارد. خرج کند و دست به تکریمی شایسته بزند. بهر دلیلی که نمی دانم چرا، ولی این اتفاق آنطور که باید و شاید نیفتاد و مسؤولین نیز کمتر تأکیدی کردند و کمتر حمایتی نشان دادند، بر خلاف برخی فعالیت های هنری که برایشان نام و نشان داشت و آوازه و تقدیر مقوله شهدای مدافع حرم، کمتر از دفاع مقدسی نبود و لذا دغدغه ای مضاعف می خواست که در نگاه دغدغه مند نویسنده یا شاعر یا نقاشی یا خطاط یا کارگردان تئاتری قالب گیری شود و اثری برای نمایاندن این حماسه ی بزرگشت به مردم تقدیم کند، دغدغه مندی که از حرف ها و حدیث ها نترسد، کمبودها و موانع و کاستی ها را نبیند، طعنه ها و زخم زبان ها را به دل نگیرد و والبته خودش در راه تکریم شهدای مدافع حرم اشکا، بریزد و در آن ذوب شود.

    یکشنبه شب وقتی من هم در کنار تماشاگران نمایشی «سوغاتی» در سالن علامه فرزان اداره کل ارشاد اسلامی نشسته بودم و اشک های دختران و پسران دانشجویی را می دیدم که به ظاهر برخی ها بی دغدغه بودند و در باطنی خالصی، دلبسته علاقه مند و ارادتمند به خون شهدا، دوباره اعتماد و اطمینانوم به تعهد مردان و زنان فعالی در عرصه هنر این استان دو صد چندان شد، دوباره فهمیدم با ابزار هنر چه کارها که نمی توان کرد و چه دلیها که نمی توان بدست آورد. «سوغاتی» داستان چهل دقیقه از غفلت هایی بی شمار ما از آنچه در کنار مان در حال روی دادن است را به رختمان می کشید، و بیدارمان می کرد. از این غفلت شا؛ غفلت از خودمان، از آرمانهایمان، از مردانی که هزاران کیلومتر فراسوتر از مرزهای تعریف شده برای ما و برای آسودگی ما می جنگنده و البته در گمنامی شهید می شوند.

    «سوغاتی» چیزی بیشتر از همه ی نمایش ها نمایشنامه هایی که امساله و سالهای گذاشته چشمان مخاطبین این استان و استانهای دیگر و حتی جای دیگری از جهان را نوازشی کرده اند، ندارد و شاید ضعف هایی دارد که در نظر مخاطب و صاحب نظر، اساسی و قابل توجه هم باشد، اما پشت سرش عشقی، علاقه و جسارتی دارد که خیلی ها در همه ی این سالها و ماهیها نداشتند و چه بسا همه ی اجرا نشان را به زبونی و بی جرأتی اظهار نظرهای وایتیف و کودکانه ای فروختند که نهایتش گلایه از حضور مدافعین ایرانی حرم در کشورهای دیگر و یا تخطئه ی شهادت مدافعین حرم بود.

    من هم مثل نقل قولی که از دکتر زارعی استاد بزرگوار حوزه تئاتر استان شنیده ام که در حاشیه بازدید از تمرین این نمایشی گفته بودند «این کار باید حماسی باشد، فارغ از اینکه از چه قشری هستیم ما به احترام آنها کالاه از سر برمی داریم.» معتقدام کار برای شهدای مدافع حرم، لطیفهای برانگیزه و در عین حالی سخت و حماسی و طاقت. فرساست و هر گامی در این راه و هر قدیمی در این مسیر، واقعا شایسته تقدیر و توجه است.

    ما تا ابد مدیون خون این شهدا هستیم، و هنر متعهد ایرانی و اسلامی ما آن وقتی شایسته توجه و تقدیر می شود که به اسطوره های بزرگی چون شهدای مدافع حرم که شایسته اند، احترام گذاشته شود. هنری که بازمانه اش صادقی نباشد و همپای  آن گام بر ندارد، هنر متعهد و مستقلی نیست و مردم با جارویی نگاهشان، به طرفه العینی به زباله دان پیادها می زنانپارند. ش. چنین هنری و چنین هنرمندانی شایسته جمایتند و مسؤولان چنانچه این هنر و این هنرمندان را در حوزه ی امکانات دریابند و انگیزه منذر کنند، قطعا ثمره و نتیجه های پربارتری برخواهند چید.

    سه شب از اجرای نمایشی «سوغاتی» باقی مانده است، برای گفتن دست مریزادی به کارگردان این اثر(خانم ملیحه محمدی) و حمایت کنندگان آن (بسیج هنرمندان و اداره کلی ارشاد اسلامی) و برای تداوم کار برای ارزشی و متعال در فضایی نمایش یاد و نام شهدایت مدافع جرم، تماشای «سوغاتی« را در کنار فرزندانتان از دست ندهید. /حرم پور




    نظرات کاربران